محمد تقي جعفري
147
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تحول پليد در گروه ببرها يا ديگر جانداران بوجود بياورد ، در صورتى كه حزب شيطان كه از افراد انسانى تشكيل مىيابد ، داراى نيروها و استعدادهايى است كه بوسيلهء آنها مىتوانند ارزشها را نابود كنند ، تحولات قهقرايى ايجاد نمايند ، اگر موقعيت ايجاب كند ، راه هايى را كه به پوچى حيات منتهى مىگردد . پيش پاى مردم بگسترانند . حزب شيطان مختصات ديگرى هم دارد ، از آن جمله مىتواند از مفاهيم عالى انسانى مانند علم ، تكامل ، عدالت ، وطن ، آزادى سوء استفاده نموده ، با تحريك ابعاد آرمان جويى در انسانها ، آنان را تا اعماق تباهىها براند . 3 ، 4 - و انّ معى لبصيرتى ما لبّست على نفسى و لا لبّس علىّ ( من بينايىام را با خود دارم ، هرگز امرى را بر خود مشتبه نساختهام و كسى نتوانسته است واقعيتى را بر من مشتبه بسازد ) . اينست معناى بينايى كه آدمى خود را نفريبد و فريب ديگران را نخورد شايد نكتهء بسيار مهمى كه در مقدم داشتن « من امرى را بر خود مشتبه نساختهام » بر جملهء « و كسى نتوانسته است واقعيتى را بر من مشتبه بسازد » وجود دارد ، اين باشد كه اگر كسى خود را نفريبد ، فريب ديگران را هم نمىخورد . يعنى علت اساسى اين كه آدمى بازيچهء ديگران قرار نگيرد ، اينست كه خود را ببازى نگيرد . انسانى كه انديشهء جدى در بارهء خود دارد ، هرگز انديشههاى غرض آلود ديگران او را نمىفريبد . اگر آدمى در شناخت آرمانها و حركت براى وصول به آنها خود را گول نزند ، امكان ندارد وسيلهء بازى براى آرمانهاى ديگران قرار بگيرد . دليل اين مدّعاى بسيار مهم اينست كه آدمى براى وصول بمرحلهء بينايى و جدّى گرفتن خويشتن بايستى مراحل زير را در پشت سر بگذارد : 1 - « خود » را كاملا بشناسد ، يا حدّاقل عناصر و سرمايههاى اساسى « خود » را درك و ارزيابى كند .